چه بیتابانه....

بگو چقدر راه مانده...

چند قدم؟

چند پله؟

چند نفس؟

چقدر مانده تا تو؟

چه بيتابانه می خواهمت ...ای دوريت آزمون تلخ زنده به گوری

روزهايم از تو رنگ می گيرند،واژه هايم از آن توست،دلم به ياد تو می لرزد،خيسم از نگاه تو...پرواز را تو بخاطرم آوردی بعد از اينهمه سکون...

شب و روزم از تو عطرآگين است ...

مگر می شود ....؟ 

پی نوشت:این متن ادامه دارد،امیدوارم هرگز ادامه اش به کارم نیاید. 

Related image

نگو که نمی دانی....

اين روزها نامت هر گاه و بيگاه بر زبانم جاری می شود...به خودم می آيم و می بينم ساعت هاست که نام تو را زمزمه می کرده ام بی خبر از خود...از خواب که بيدار می شوم باز هم نام تو بر زبانم است و من می مانم که داشته ام صدايت ميزدم در خواب ،که بيگاه پريده ام از خواب...يا اينکه سراغت را از نسيم بايد می گرفتم در بيداری که از خواب گذشته ام، مبادا که نسيم بگذرد و من بمانم بی جواب... ديشب هزار صفحه را سياه کردم با اسمت....سياه نه...بگو نور باران...هزار بار نوشتم و هر بار به دقت خط زدم،مبادا که نگاهِ کسی شريک شود با من در لذت مدام با نامِ ممنوعِ تو...

و تو هر لحظه با منی...نگو که نمی دانی...

نگو که نمی دانی...

نگو که نمی دانی...

نگو که نمی دانی...

پی نوشت: *...   من که اهليِ توام...رامِ رام... دوست نمی خواهی؟ 

Image result for ‫دوست نیم خواهی‬‎

 

دلتنگ که باشی...

روزگارت بی که با ما بگذرد خوش باد...ای طلائی رنگ...ای تو را چشمان من دلتنگ...

اينجا همه چيز بوی تو را می دهد،خاک بوی تو را می دهد،آب بوی تو را می دهد،هوا بوی تو را ميدهد،باد بوی تو را می دهد،نفس بوی تو را می دهد...

اينجا همه ی چيزهای خوب به رنگ توست،آسمان به رنگ توست،درخت به رنگ توست،دريا به رنگ توست،رود به رنگ توست،پرنده به رنگ توست،باد به رنگ توست...تو بگو من چه کنم با اين هجوم يکباره ات به اضلاع تنهاييم...

پی نوشت: ... به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را

Image result for ‫دلتنگی‬‎