باید خودم را ببــــــرم خانه ! باید ببرم صورتش را بشویم… ببرم دراز بکــــــشد… دلداریش بدهم ، که فکر نکند… بگویم نگران نباش ، میگذرد… باید خودم را ببرم بخوابد… “من” خســــــته است …!

دل نوشت: سالها بعد، یاد تو از خاطرم خواهد گذشت و نخواهم دانست کجایی اما، آرزوی من برای خوشبختی تو، تو را درخواهد یافت و در بر خواهد گرفت و احساس خواهی کرد اندکی شادتر و اندکی خوشبخت تر... و نخواهی دانست چرا؟!!!...