...آري من از روزهاي پراكنده ام در سرزميني ياد مي كنم كه انگار وطن من بود و دلم براي تو نامهربان!!! نه مثل هميشه ،كه بيشتر از هميشه... تنگ مي شود...

جان سپردن به خموشي ز هم آموخته ايم

عشقبازان همه،شاگرد دبستان هم اند.