دلتنگي...

دلم تنگـ می شـود گاهـی !

برای ِ ...
یك « دوستت دارم » ِ سـاده !
دو « فنجـان چای داغ »
سه « روز » تعـطیلی در زمسـتان !
چـهار « خنـده ی بلنــد »
و پنــج « انگشـت » ِ دوست داشتـنی !!!

بها...

هر کس بهایی می پردازد.

بعضی ها بهای رفتن… بعضی ها بهای ماندن ، بعضی ها دلشان را می گذارند و می روند، بعضی ها می مانند بی دل بستن، بعضی ها دل می کنند و میروند ، بعضی ها می مانند چون نمی توانند دل ببرند.

 

دلم گرفته...

دلم گرفته از آدمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن ، از آدمایی که میخوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستند ، از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره...

...زمين جاي قشنگي نيست...

نیا باران زمین جای قشنگی نیست. من از جنس زمینم و خوب می دانم که گل در عقد زنبور است ،اما یک طرف سودای بلبل، یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست میدارد.

نیا باران پشیمان میشوی از آمدن.زمین جای قشنگی نیست.در ناودان ها گیر خواهی کرد.من از جنس زمینم خوب می دانم که اینجا جمعه بازار است...و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه میدادند.در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند.در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه  می گیرند.

نیا باران زمین جای قشنگی نیست.......